خوش آمدید کاربر مهمان - ورود به سایت!

دموی کتاب متافیزیک و علوم ماوراء طبیعه ۶۰

دموی کتاب متافیزیک و علوم ماوراء طبیعه ۶۰

به نام خدایی که انسان را نه برای خود که برای خود آفرید.

جهت خرید کتاب متافیزیک ۶۰ کلیک کنید!

دیباچه:

این نوشته ها را تقدیم میکنم به جامعه علمی جهانی بخصوص علم از یاد رفته متافیزیک که امروزه درحال نابودی میباشد و تقریبا از یاد رفته و جنبه های خرافی به خود گرفته است و همچنین به روح پاک پدر و برادرم نیما مینمایم که جان من و برادرم را از حادثه ای بسیار جدی نجات داده و اولین جرقه شناخت متافیزیک را در وجودم برانگیخت. روحشان شاد.

دقیقا ۱۳ سال پیش بود در آن زمان ده ساله بودم که با برادرم رضا درحال بازی بر روی خاکریزهای مجتمع تفریحی شورابیل اردبیل بودیم و باهم مشغول دویدن بودیم که به یکباره صدای برادر بزرگترمان را شنیدیم که اسم ما را صدا زد و دقیقا چنین گفت: علی! رضا! جلوتر نرین این یه دستوره! با شنیدن این صدا هردویمان ایستادیم و به هم خیره شدیم چند ثانیه بعد برادرم به من گفت شنیدی؟ من گفتم آره این صدای نیما بود! این امکان نداشت چون برادرمان نیما دو سال پیش فوت کرده بود! گفتیم شاید خیالاتی شده ایم و باز شروع به دویدن کردیم. هنوز چند قدمی پیش نرفته بودیم که دوباره صدای نیما را شنیدیم که اینبار با عصبانیت ما را صدا زد و گفت: مگه نگفتم جلوتر نرین؟! با شنیدن این صدا شوکه شدیم! مطمئن بودیم که خطری در پیش رویمان است با دقت به اطرافمان نگاه کردیم که به یکباره در فاصله حدودا ده متریمان یک مار حدودا دو یا سه متری را دیدیم که کمین کرده بود! با دیدن آن صحنه سراسیمه بازگشتیم و موضوع را به خانواده مان گفتیم. از آن پس مدام به آن موضوع فکر میکردم و سه سوال ذهن مرا شدیدا به خود معطوف کرده بود: ۱: چگونه ما آن صدا را شنیدیم؟ ۲: آیا رابطه ای میان مردگان و زندگان وجود دارد؟ ۳: در صورتی که ما خیالاتی شده ایم, آیا اصلا این امکان وجود دارد که دو نفر در یک زمان خیالاتی شوند و یک جمله مشترک را بشنوند؟!

من در این کتاب از میان بیست اصل اساسی متافیزیک به برسی نوزده اصل از اصول بیست گانه متافیزیک پرداخته ام به غیر از آخرین اصل متافیزیک به نام قرینه زندگی که تنها به آن اشاره کوچکی نموده ام. از شما نیز میخواهم به هیچ عنوان در این باره کنجکاوی ننمایید. چراکه قرینیه زندگی خطرناکترین بخش متافیزیک بوده و در صورت سقوط به قرینه زندگی دیگر راهی برای رهایی نخواهد بود. من به جرات میتوانم بگویم که اولین و تنها کسی هستم که این پدیده را کشف کرده و حتی آن را بر روی خود آزمایش نموده ام و میخواهم تنها قربانی این پدیده شوم باشم. اقدامی که کاش هیچوقت آن را انجام نداده بودم.

مقدمه متافیزیک:

به طور کلی ما ناخواسته در طول عمر خود به صورت مستقیم و غیر مستقیم با متافیزیک سر و کار داریم حتی بدون آنکه خودمان متوجه باشیم, همانند هوا که خواسته یا ناخواسته بر زندگی ما اثرگذار بوده و این درحالی است که ما قادر به دیدن آن نمیباشیم!
در کل متافیزیک عاملی است که جنبه فیزیکی نداشته و به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی ما تاثیر گذاشته و بر احساسات, عواطف و عملکرد ما و محیط پیرامونمان به صورت غیر ماده اثر میگذارد.

هیچ تا به حال به محیط پیرامون خود نگریسته اید؟ آیا فکر میکنید هر اتفاقی که رخ میدهد به صورت اتفاقی بوده و هیچ عامل غیر مادی در زندگی ما تاثیرگذار نیست؟ در بررسی متافیزیک ۲۰ اصل اساسی وجود دارند که من در طی ۱۳ سال پاسخ آنان را یافته و حال فکر میکنم به حد نصابی از دانش متافیزیک رسیده ام که میبایستی اطلاعات خود را به انتشار گذاشته تا شاید گامی موثر در جهت پیشبرد علم متافیزیک نهاده باشم.

۱٫ متافیزیک چیست؟
۲٫ تاثیر متافیزیک بر زندگی ما.
۳٫ ابعاد جهان هستی.
۴٫ ابعاد در متافیزیک.
۵٫ دایره زمانی.
۶٫ تاثیر زمان و مکان بر متافیزیک.
۷٫ سکوت و ارتباط آن با متافیزیک.
۸٫ رابطه بین متافیزیک و عوامل ماوراء طبیعه.
۹٫ ارتباط با ارواح از طریق متافیزیک.
۱۰٫ سفر در زمان.
۱۱٫ پدیده دوگانگی.
۱۲٫ نفوذ به خواب دیگران از طریق متافیزیک.
۱۳٫ رابطه مستقیم قوه ذهن و متافیزیک.
۱۴٫ تسخیر انسان توسط متافیزیک.
۱۵٫ تسلط انسان بر متافیزیک.
۱۶٫ الهام از آینده توسط متافیزیک.
۱۷٫ برخورد و ورود به بعد پنجم.
۱۸٫ رابطه منطق و متافیزیک.
۱۹٫ حقیقت متافیزیک.
۲۰٫ قرینه زندگی. ( خطرناکترین بخش متافیزیک )

این بیست گزینه مطمئنا تنها موضوعات در رابطه با متافیزیک نمیباشند و صدها موضوع دیگر نیز وجود دارند که همچنان ناشناخته مانده اند.

بخش اول: متافیزیک چیست؟

در کل متافیزیک عاملی است که جنبه فیزیکی نداشته و به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی ما تاثیر گذاشته و بر احساسات, عواطف و عملکرد ما و محیط پیرامونمان به صورت غیر ماده اثر میگذارد.

برای شناخت متافیزیک چند سوال وجود دارند که شما میبایستی به آنان پاسخ داده تا درک بهتری از متافیزیک داشته باشید. به یاد داشته باشید که درصورتی که تمامی فصول این کتاب را به طور کامل و دقیق نخوانده باشید قادر به درک مقوله های این کتاب نخواهید بود.

• آیا هر آنچه که در اطراف ما هستند تنها جنبه فیزیکی دارند؟
• آیا متافیزیک بر زندگی روزمره ما تاثیر میگذارد؟
• آیا هر آنچه که میبینیم همانی است که میبینیم؟
• آیا خلقت ما دلیل خاصی داشته است؟
• آیا همه چیز از قبل تعیین شده است؟
• آیا قسمت را باور دارید؟
• آیا خداوند سرنوشت انسان را از پیش تعیین کرده است؟
• متافیزیک چگونه بر زندگی ما اثرگذار است؟
آیا هر آنچه که در اطراف ما هستند تنها جنبه فیزیکی دارند؟

نظرتان راجع به این سوال چیست؟ اگر به دنیای اطراف خود تنها با جنبه فیزیکی نگاه میکنید باید بگویم که کاملا در اشتباه هستید. تمامی اشیایی که در پیرامونمان هستند تنها جنبه فیزیکی نداشته و باید بگویم که عوامل متافیزیکی بطور حتم بر روی آنها نیز تاثیرگذار هستند.

یک استکان! نظرتان راجع به یک استکان چیست؟ چشمان خود را بسته و به یک استکان فکر کنید. حال چشمانتان را باز کنید. استکانی که در ذهنتان بود پر بود یا خالی؟ محتویات داخل آن آب بود یا شربت و یا چای؟ حال بگذارید کمی با دید وسیع تر به این موضوع بنگریم… چرا فقط ذهنتان را به مایعات محدود میکنید؟ آیا مگر در استکان فقط مایعات میبایستی باشند؟! محتویات این استکان میتواند شن, خرده شیشه, مهره و امثال آنها نیز باشد! پس به خاطر داشته باشید که هیچ وقت ذهن خود را محدود به عواملی که به آنها شرطی شده ایم نکنید. این یعنی یک قدم به درک متافیزیک نزدیکتر شدن. حال به موضوع اصلی باز میگردیم. استکانی که در ذهنتان دارید چقدر ارزش دارد؟ هزار تومان؟ دوهزار تومان؟ بیشتر یا کمتر؟ باز چشمان خود را بسته و به این فکر کنید که مادرتان با دستانی خاکی و با چهره ای خسته همچنان که عرق از پیشانیش جاریست این استکان را به شما میدهد. حال چشمانتان را باز کنید. حالا ارزش این استکان چقدر است؟ مسلما ارزش این استکان خیلی خیلی بیشتر از ارزش واقعی آن است. در اینجا به وضوح میبینیم که متافیزیک به صورت مستقیم بر روی اشیاء نیز تاثیرگذار است. با این مثال ما به برتری قطعی متافیزیک بر فیزیک مادی پی میبریم. بدین ترتیب که متافیزیک به صورت مستقیم بر فیزیک مادی اثر گذاشته و بر آن غلبه کرده است.
آیا متافیزیک بر زندگی روزمره ما تاثیر میگذارد؟

در حالت کلی متافیزیک همواره به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی ما اثرگذار بوده و هست. برای خرید بیرون میروید و وقتی میخواهید از خیابان رد شوید یک ماشین به سرعت از کنار شما رد میشود و این کار باعث عصبانیت شما میشود. کمی شوکه میشوید و ناگهان چشمتان به خط کشی عابر پیاده چند متر آن ورتر میفتد و با خود میگویید آری من مقصر هستم! با گفتن این حرف شما خشمتان از بین رفته و آرام میشوید. در این حالت متافیزیک بر روی شما اثر کرده و موجب بروز بعضی تغییرات مثبت در شما شده است! در صورتی که هنوز به درک کامل این موضوع نرسیده اید این موضوع را با آوردن مثالی دیگر برایتان آسانتر میکنم. شما در دانشگاه و یا محیط کار خود هستید. به یکباره میبینید که یکی از همکارانتان و یا هم دانشگاهیتان اسلحه ای را بر روی پیشانی خود گذاشته و قصد خودکشی دارد! شما جلوتر رفته و با حرف های منطقی سعی در آرام کردن او دارید و میخواهید وی را از این اقدام منصرف کنید. هرکاری که میکنید او همچنان برای تصمیم خود مصمم است و شما دیگر نا امید شده اید. ناگهان در این موقع مادر وی آمده و از پسرش میخواهد که از این کار صرف نظر کند. در این حال آن فرد اسلحه را بر روی زمین گذاشته و مادرش را بغل کرده و شروع به گریه کردن میکند. به نظر شما علت چیست؟ چرا وقتی شما از او خواستید او به حرف شما اعتنا نکرده اما وقتی مادرش گفت وی صرف نظر کرد؟ در این حالت تاثیرات متافیزیکی مادر وی نسبت به شما بیشتر بوده و به راحتی بر فیزیک مادی او اثر گذاشته و مانع از خودکشی او شده است. به همین راحتی ما میتوانیم پی به این موضوع ببریم که متافیزیک در هیچ شرایطی ما را تنها نگذاشته و به صورت مستقیم و غیر مستقیم در زندگی ما دخالت دارد.

آیا هر آنچه که میبینیم همانی است که میبینیم؟

به نظر سوال خیلی جالبی میاید! نظر شما راجع به این سوال چیست؟ در حقیقت این چشمان ما نیستند که میبینند, این مغز انسان است که میبیند! چشم تنها به عنوان یک واسطه عمل کرده تا ما بتوانیم اشیاء پیرامون خود را ببینیم. اما این موضوع چه ربطی به متافیزیک دارد؟ برای درک این موضوع مثالی را برای شما میاورم:
در یک نمایشگاه نقاشی یک تابلو ذهن شما را بیش از بقیه به خود جلب میکند. در تابلو شما تصویر پیرمردی را میبینید که به جایی نامعلوم خیره شده است. در نگاه کلی این فقط یک نقاشی ساده است که ماهرانه کشیده شده است همین! اما وقتی کمی بیشتر به نقاشی دقت میکنید متوجه چهره غمگین پیرمرد نقاشی میشوید. از خود میپرسید که چرا این پیرمرد غمگین است؟ کنجکاو میشوید و نگاهی دقیقتر به نقاشی میاندازید که ناگهان چشمتان به پنجره کلبه پیرمرد میفتد که دانه های برف بر روی آن نشسته اند. با دیدن این صحنه کنجکاوتر شده و دقیقتر به نقاشی نگاه میکنید که متوجه شومینه خالی کلبه میشوید. در این موقع احساس سرما میکنید و به راحتی متوجه علت نگرانی پیرمرد میشوید. بله زمستان نزدیک است و پیرمرد نگران از آینده!

آیا چشمان شما متوجه این موضوع شده اند؟ اگر آره پس چرا در نگاه اول متوجه این موضوع نشدید؟ بله در اینجا شما با قوه ذهن خود عوامل متافیزیکی را در فیزیک مادی دخالت داده و پی به اصل موضوع برده اید. پس میبینید که هیچ چیز همانی نیست که میبینید و همیشه دقت کنید که هرآنچه که میبینید دارای ابعاد وسیعی است که بدون در نظر گرفتن متافیزیک هرگز قادر به فهم آنها نخواهیم بود. از دیگر مثالهای درک این موضوع تصویر زیر میباشد که در آن شما قادر به درک درست تصویر نیستید و این کار نیاز به دید وسیع و گسترده تری دارد:

دموی کتاب متافیزیک و علوم ماوراء طبیعه 60

آیا خطوط افقی با یکدیگر دارای تناسب هستند؟ در نگاه کلی خطوط افقی به صورت غیر موازی از هم دیده میشوند اما در واقع تمامی خطوط افقی موازی هم هستند!

جهت خرید کتاب متافیزیک ۶۰ کلیک کنید!

خبر خوب:
علی لند اخیرا بخشی تحت عنوان خاطرات ماورایی کاربران راه اندازی کرده است که در آن کاربران میتوانند خاطرات سایرین را خوانده و بدون عضویت خاطرات خود را نیز ارسال کنند! هر ماه به 5 نفر از کسانی که خاطرات ماورایی خود را ارسال میکنند به قید قرعه “پکیج ابر بمب متافیزیک” را به عنوان هدیه ارسال خواهد شد!

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه. ترک جدید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
error: !محتوا محافظت شده است